تبليغاتX
به وبلاگ چشم براه خوش آمدید
 چقدر سخته

چقدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت

    دزديد و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد

            زل بزني و به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي، حس کني

         هنوزم دوسش داري

     چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي

    که يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده 

      چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف 

     بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز

سلام نتوني بگي

    چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني

      هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت آروم زير

      لب بگي : گل من باغچه نو مبارک

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 بی تو من

بی تو من یه شعر تازه تو کتابا دارم

رفتی و نغمه ء شادی رفته از کنارم

بی تو این دل شکستم طاقت نداره

بیا پیشم بیا پیشم عزیزم دوباره

 

بی تو زمونه نامهربونه

بی تو دل من شده باز دیوونه

عاشق نبودی تا همه بدونن

قصهء دلتنگی رو با من بخونن

 

بی تو دنیا دلمو سوزونده

بوی عطرت هیچ کجا نمونده

بی تو بی من یعنی جدایی

کو کجاست روزهای آشنایی

 

بی تو دنیا دلمو سوزونده

بوی عطرت هیچ کجا نمونده

بی تو بی من یعنی جدایی

کو کجاست روزهای آشنایی

 

بی تو زمونه نامهربونه

بی تو دل من شده باز دیوونه

عاشق نبودی تا همه بدونن

قصهء دلتنگی رو با من بخونن

 

بی تو دل تو سینه مرد

گلهای سرخ باغچمون بی تو پژمرد

بی تو دل تو سینه مرد

گلهای سرخ باغچمون بی تو پژمرد

 

بی تو زمونه نامهربونه

بی تو دل من شده باز دیوونه

عاشق نبودی تا همه بدونن

قصهء دلتنگی رو با من بخونن

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 دلم گرفته

دلم گرفته دلم خیلی گرفته دلم میخواد گریه کنم

 ولی اشکام یاری نمی کنن شاید غرورمه که جلوشو می گیره

 ولی این غرور یک بار کاملا خورد شد

شایدم چون خودم رو مقصر می دونم

ولی خیلی سخته کسی رو لازمش داری نباشه

 از اون سخت تر اینه که نزدیکت باشه

 ولی خودت و دلتنگی هات رو نبینه

 از همه بدتر اینه که ببینه ولی بهت توجهی نکنه

 سخته وقتی احساس کنی

داری خودت رو به دیگری تحمیل می کنی

سخته وقتی احساس کنی دارن به اجبار تحملت می کنن

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 

سلام دوستان گلم

امیدوارم همیشه شاد باشین

چون منم تصمیم دارم شاد زندگی کنم

شادم برای شادی عشقی که میدونم بهم نمیرسیم

شما هم اگه تو این دنیا به عشقتون نمیرسین

امید اون دنیا شادتون میکنه

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 

زیر این آسمان، با هم به دقیقه ها گوش می دادیم

 

و صدای سرخ زندگی را می شنیدیم

 

و من با همین خیال آرام تو، بال فرشتگان را لمس می کنم

 

و برق بلورین بال های شان را به چشمانم می نشانم.

 

دستانت را به من دستانم بسپار؛

 

آتشی که نور آن شب را به خورشید پیوند می زند در دستان ماست 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 

         نگاهم دردور دست تو را می بیند در غبار گم شده ای اندوه

 

بودنت،دیدنت،بویدنت،بوسیدنت مرا تامرز جنون فرا میخواند .نیستی تا ببینی

 

بی تو بودن هر لحظه هزاران سال میگذرد. بیا وبمان برای دلی که خسته و

 

غمگین انتظار امدنت را میکشد.

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 

خسته شدم میخواهم در آغوش گرمت آرام گیرم

خسته شدم بس که از سرما لرزیدم بس که این کوره راه

 ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندند

خسته شدم بس که تنها دویدم .اشک گونه هایم را پاک کن و بر

پیشانیم بوسه بزن ... میخواهم با تو گریه کنم...خسته شدم بس که

تنها گریه کردم..میخواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم وشانه

هایت راببوسم ...خسته شدم بس که تنها ایستادم خوب من

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان

 بوسه يعني عشق من , با من بمان

 شرم در دلدادگي بي معني است

 بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان

 طعم شيرين عسل از بوسه است

 پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است

 بهترين هديه پس از يك انتظار

 بشنويد از من فقط يك بوسه است

  بوسه را تكرار مي بايد نمود
                                               

  بوسه يعني عشق و آواز و سرود

 بوسه يعني وصل جانها از دولب

 بوسه يعني پر زدن , يعني صعود

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 

 افسار چشمانم دوباره از دستم خارج شدو رودش سرازیر و بیابان بی آب صورتم آب خورد. سازم دوباره

 ناکوک شد و صدایم بی اختیار لرزید، دوباره در سرزمین دستم زلزله شد و لرزشش رکورد همیشگی را

 شکست، کاهش ناگهانی دما بدنم را سرد کرد، با آمدن برف مثل برف سپید شدم.. دستانم بی اختیار

 دنیای شیرین گل را به پایان رسانید و ورقی را مانند قلبم هزار تکه کرد....

چشمان منتظرم تو را می خوهند


 
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 
عکس عاشقانه

اکنون قلبم را به سان قایقی بی بادبان بر روی امواج بی روح کاغذ می فشارم وخون  

آنها را بر روی خطوط دفتر تزریق میکنم به دنبال واژه ای می گردم که شایسته تو ب 

اشد اما در میان اقیانوس واژه ها واژه ای زیبا می توان یافت که سزاوار تو باشد پس  

می نویسم که:    

                                 از صمیم قلب دوستت دارم .

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 بی وفایارم

 

Image and video hosting by TinyPic

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 
 
|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 
cartpostaleto.blogfa 
|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 
 

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو،

 يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو،

همين يک لحظه باقي است

و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 
 

كاش قـــلبم درد پـــنهاني نـــــــداشــــت

چهره ام هرگز پريشاني نداشـت

كاش مي شد دفتر تقدير عـشق

حرفي از يك روز باراني نــداشــت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بــي خــطر پيمود و قرباني نداشت

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 
 

می روم خسته و افسـره و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و ویرانه ی خویش

میبرم تا که در آن نقطه ی دور

شستو شوییش دهم ار بار گناه

شستو شویش دهم از لکه عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

میبرم تا زتو دورش سازم

ز تو ای جلوه ی امید محال

میبرم زنده به گورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 حیات خلوت

 

من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات

 

و از این غربت تلخ


که به اجبار به پایم بستند


می گریزم از شب


می گریزم از عشق


و تو ای پاک ترین خاطره ها

همه جا در پی تو می گردم...

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 یه دل دارم
:::::::::یه دل دارم:::::::::     
 
 
 
یه دل دارم خدا داره زمین داره هوا داره

میونه دریای غمش کشتی و ناخدا داره

یه دل دارم ترک داره ترس و یقین و شک داره

رو بام برفیش همیشه یه دنیا بادبادک داره

یه دل دارم آتیش داره تو ابرا قوم و خویش داره

نه راه پس مونده براش نه طفلی راه پیش داره

یه دل دارم رقیب داره فراز داره نشیب داره

با اینکه آدم نشده کلی درخت سیب داره

یه دل دارم وفا داره یه طاقی از طلا داره

تو بهترین جاش یه دونه قصر و یه پادشاه داره

یه دل دارم نگین داره هوا داره زمین داره

تو دریای پر از غمش قایق و سرنشین داره



من براي تو مينويسم

براي تويي كه تنهايي هايم پر از ياد توست

براي تويي كه قلبم منزلگه عشق توست

براي تويي كه احساسم از آن وجود نازنين توست

براي تويي كه تمام هستي ام در عشق تو غرق شد

براي تويي كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است

براي تويي كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردي

براي تويي كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردي

براي تويي كه يك لحظه دوري ات برايم مثل يك قرن است

براي تويي كه سكوتت سخت ترين شكنجه ی من است
 
 

نگاه کن من چه بی پروا چه بی پروا

 

تو این سرما

 

برای عشق یک فصل تازه می سازم

 

یک فصل پاک یک فصل امن و بی وحشت

 

برای تو که یک گلبرگ زود رنجی

 

یه فصل گرم و راحت زیر پوست من

 

برای تو که با ارزشترین گنجی

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 قلب

تمام قلبم

  تک تک ضربان عاشقانه آن 

فدای چشمان تو که تمام هستی و جانم فدای آن است

و

بغل بغل گل های زیبا 

فدای قلب مهربانت که مبهوت و محو آن شده ام

  قلبم همیشه برای تو و به یاد تو می تپد 

   ندای دلم عشق توست 

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  |
 

سلام دوستان

از امروز قصد دارم مجددا وبلاگ رو بروز رسانی کنم

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387  |
 
 
بالا

Powered by explorer ◄┤

*
*
*
*
*
*
*

*
*
*
*
*
*
*

کدهای خفن جاوا اسکریپت

Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت